سفارش تبلیغ
صبا
اگر بردبار نیستى خود را به بردبارى وادار چه کم است کسى که خود را همانند مردمى کند و از جمله آنان نشود . [نهج البلاغه]


ارسال شده توسط منتظرالقائم در 90/7/24:: 5:26 عصر

ما طلاّب باید در این فکر باشیم که چگونه مى توانیم  یک امضاء و تاءییدى از مولایمان حضرت ولى عصر(عج ) بگیریم ؟ یعنى چگونه درس بخوانیم و چگونه رفتار کنیم که مولایمان ما را امضاء و تاءیید کند؟ یک طلبه همیشه (چه در اوان تحصیل و چه بعد از فراغ از تحصیل ) همّ و غمّش باید این باشد. باید در این فکر باشد که رفتارم ، کردارم و گفتارم چگونه باشد که آقا مرا تاءیید بکند. اگر طلبه اى همیشه در این فکر باشد و در این مسیر حرکت کند دچار هیچ انحرافى نخواهد شد، نه در کردارش ، نه در گفتارش و نه در رفتارش . خلاف زىّ و شاءن از او سر نمى زند، دچار سردرگمى و بحران نخواهد شد.


کلمات کلیدی :

ارسال شده توسط منتظرالقائم در 90/4/20:: 6:6 عصر

*       هدف حرکت انبیاء و بعثت‌ها، پایه‌ریزی جهانی با چارچوب توحیدی و براساس عدالت و بهره‌گیری از همه‌ی ظرفیت‌های موجود در انسان است و دوران ظهور امام زمان (عجل‌الله تعالی فرجه‌الشریف) نیز، دوران حاکمیت حقیقی توحید، معنویت، دین و عدل بر شئون مختلف زندگی فردی و اجتماعی انسانها است  .

 

*       اگر مهدویت نباشد، همه تلاشها و مجاهدت انبیاء بی‌فایده و بی‌اثر خواهد بود.

 

*       درهمه‌ی ادیان الهی، تقریباً کلیاتی از حقیقت مهدویت بیان شده اما در اسلام، این موضوع از مسلمّات است و در میان مذاهب اسلامی نیز، شیعه، موضوع مهدویت را با مصداق روشن و جزئیات خانوادگی و شخصیتی فرد مورد انتظار که از روایات معتبر و مستند شیعه و غیرشیعه، به دست آمده، مطرح می‌کند.

 

 

*       فرد منتظِر باید همواره خصوصیات و ویژگیهای لازم دوران مورد انتظار را در خود حفظ و تقویت کند و این انتظار، به گونه‌ای است که از یک طرف، هیچگاه نباید آن را طولانی مدت تصور کرد و از طرف دیگر هیچگاه نباید آن را بسیار نزدیک دانست.

 

*       یکی از خطرهای بزرگ در موضوع مهدویت، کارهای عامیانه، جاهلانه، غیرمستند و متکی بر تخیلات و توهمات است که زمینه‌ساز مدعیان دروغین و دوری مردم از حقیقت واقعی انتظار خواهد شد.

 

*      در موضوع انُس با آن حضرت و توسل به ایشان نیز آنچه صحیح و مورد نظر است، توجه و توسل از دور است که حضرت مهدی(عج) انشاءالله آن را می‌پذیرند اما برخی ادعاها و مطالب عامیانه درخصوص انُس با حضرت، از طریق دیدار حضوری، غالباً دروغ و یا تخیلات ذهنی است.

 

برگرفته از سایت رهبرم


کلمات کلیدی :

ارسال شده توسط منتظرالقائم در 90/3/30:: 9:19 عصر

در حرم امام رضا(ع) بودم که شخصی گفت: آقای قرائتی چند سال است طلبه هستی؟

گفتم: حدود بیست سال.

قدری به من نگاه کرد و گفت: امیرالمومنین (ع) هر وقت مالک اشتر را می دید لذت می برد،

تو که لباس سربازی امام زمان (ع) را پوشیده ای، آیا وقتی امام به تو نگاه می کند لذت می برد؟

گفتم: معلوم نیست. گفت: روی این حرف فکر کن.

بسیار دمق شدم.


کلمات کلیدی :

ارسال شده توسط منتظرالقائم در 90/2/2:: 7:53 عصر

   

ان شاءالله خداوند متعال به همه ما این توفیق را عنایت بفرماید که در این لحظات آخر، لحظات آخر غربت و غیبت آقا امام زمان، بتونیم یه تاثیری بگذاریم. بدون فعالیت ما هم خدا کار خودش را پیش خواهد برد. مطمئن باشید... این آش داره پخته می شه و آماده می شه، کاسه هاش هم چیدند. دیگه یه غل دیگه هم بزنه و یه چرخ دیگه هم بزنه، آماده است برای پذیرایی از مردم عالم. ما هم یه نخودی بشیم تو این آش. یه بار هم بدین ما یه هم بزنیم. ما التماس بکنیم. و الّا کار داره پیش می ره. می یان از ما بچه طلبه ها و از شما دانشجوی بسیجی ها، جهانیان در بهره برداری از انقلاب اسلامی پیشی می گیرند و جلو می زنند. و شما خواهید دید که چگونه پای رکاب حضرت تمکین خواهند کرد. ولی ان شاءالله همچنان که پیامبر گرامی اسلام فرمودند افتخار سربازی پای رکاب حضرت از ایرانیان گرفته نشه و اکثر فرماندهانِ پای رکاب حضرت از ما باشند.

اقتدار در سایه نظام ولایی، 15/11/89  

***************************

آقا امام زمان انفرادی نیست رفقا! جمکران می ری باید ده نفر رو با خودت ببری. تکی فایده نداره... تو به درد امام زمان نمی خوری. تکی تا بری آقا بهت می فرماید چند نفر رو با خودت آوردی؟ کجا میری برای من تبلیغ می کنی؟ دست کیا رو گرفتی؟ چند نفر رو؟... رفقا یادتون باشه ها! من این رو جدی عرض کردم. هر کس دست کسی رو نمی گیره، نمی بره، رفت پیش امام زمان از آقا خجالت بکشه...تموم شد، حرف هم نزن. آقا من که مبلغ نیستم... کلام تو موثرتر از کلام منه. تو که معمّم نیستی، مکلایی، تو که پشت دخلت، پشت فرمونی، سر کلاسی...تو کلامت خیلی موثرتره...این شهدا، همین جوون بچه ها می رفتند شهید می شدن، اثرشون از کلام حضرت امام موثرتر بود برای جامعه...امام دلهای یه عده ای را می برد، مستعدین...زود برق امام می گرفت اینها رو... سلمان و ابوذر را چه زود پیغمبر خدا جذب می کرد! بعد بنا بود سلمان و ابوذر برن بقیه رو ببرند. حالا تو سلمان و ابوذر امام زمان الآنمان باش ببینم چی کار می کنی! بله! کلام آقا امام زمان در تو موثره، ببینم چی کار می کنی؟ چند نفر رو آوردی؟...چند نفر را آوردی؟...چی کار کردی؟...نیمه شعبان برای امام زمان چی کار کردی؟...تعارف می کنیم به خدا قسم. اگه ماها یه درصد از توانایی هامون برای امام زمان کار بکنیم قصه تمومه، یه درصد...نمی گم شغلت هم بخاطر مهدی فاطمه تعیین کن، همسرت رو بخاطر مهدی فاطمه تعیین کن،...همه چی، نه! گاهی هم به یاد مهدی فاطمه باش. همین گاهی هم، کفایت می کنه! گاهی یعنی براش اقدام کن، اقدام جمعی. تکی نه! تکی بری دم خونه امام زمان، امام زمان دستت رو می گیره، بهت عنایت می کنه، نوازشت می کنه، کمکت می کنه، ولی تو به درد آقا نمی خوری ها! امام زمان به درد تو می خوره اما تو به درد امام زمان نمی خوری ها! اینه درد مهدی! این حرف رو می دونی سابقه تاریخیش مال کجاست؟ واسه کربلاست. اون وقتی که حسین فاطمه هِی برمی گشت به عباسش می گفت: أنت صاحبُ لوائی! همه برن عباسم، اما تو باش. تو خودت به تنهایی یه همه ای برای من ابالفضل! یه همه ای...لذا بچه هام برن، علی اکبرم، قاسم، یارانم...اما تو باش. تو امید منی عباس! می دونی چرا امام زمان(ع) رو دیدند گفتند آقا ما شما رو دیگه کجا می تونیم پیدا کنیم، فرمود هر جا روضه عموم عباس باشه؟ می دونید چرا؟ چون بناست مهدی فاطمه با چند تا ابالفضل العباس بیاد! چند تا عباس کم داره...یه دونه عباس داشته باشی، می شه کربلا، 313تا علمدار داشته باشی، ابالفضل داشته باشی، عالم گلستان می شه. بگو مهدی فاطمه! ما هم برای اینکه تو عباس کم داری، برات گریه می کنیم. ما که عباس تو نشدیم، ما که علمدار تو نمی شیم، ولی آقا جان ما می فهمیم دردت چیه، همین درد دلت رو می فهمیم...    


کلمات کلیدی :

ارسال شده توسط منتظرالقائم در 90/1/30:: 8:7 عصر

 آقای دانشمند همیشه رک و راست صحبت می کنند، خودشون هم تو یه جای این سخنرانی میگن که این حرفا رو به دل نگیرید. این حرفها واقعا تکان دهنده هستند. بهشون فکر کنیم.

اگه کسی از من بپرسه از امام حسین غریب تر کیه؟ می گم از حسین غریب تر پسر فاطمه، مهدی زهراست. دلیل هم دارم. استدلالم رو گوش کن. نمی خوام احساساتی بشی و گریه کنی. با فهم گریه کن. دلیلم رو گوش کن و گریه کن. من عرضم اینه حسین سید الشهداست درست، به مظلومیت شهیدش کردند درست، اما حسین یه ابالفضل داشت، عباس امام زمان کیه؟... حسین یه علی اکبر داشت، علی اکبر امام زمان کیه؟... حسین قاسم داشت، عون داشت، جعفر داشت، کیه قاسم و علی اکبر امام زمان؟... کیو داره حجه بن الحسن؟... دلشو خوشه کی کرده؟... دلشو خوشه من و تو کرده؟... من و تو عباسیم برای امام زمان؟... این یه استدلال. استدلال دوم: از پیغمبر تا تولد امام زمان دویست و پنجاه و پنج سال طول کشید، تا اول امامت حضرت مهدی دویست و شصت سال. جوونهای دانشجو!.. جوانهای غیرتمند!...جوونهای ولایتی!...جوان های امام زمانی!... سیزده تا معصوم مظلومیتشان همه با هم 260 ساله، اما امام زمان به تنهایی 1170 ساله غریبه. تو رو به خدا مهدی از امام حسین مظلوم تر نیست؟... کسی دیگه سراغ امام زمان رو می گیره؟... کسی دیگه به فکر امام زمان هست؟... بیست و چهار ساعت از همین شبانه روزت گذشت، از دیشب تا حالا به من نمی خوام جواب بدی، خودت و امام زمانت... از دیشب تا حالا چند بار توی بیست و چهار ساعت به فکر امام زمان بودی؟... به یاد پسر فاطمه؟...آقا کجایی؟... چه می کنی؟... از دست من راضی هستی؟...نیستی؟...امام زمان دلشو خوش من و شما بکنه؟...

************************                                                                                 

امام زمان دلش خونِه، ولی خوش به حال اونایی که بلند می شن یابن الحسن... روایت داریم جوونای خوب آخرالزمان شب که می خوابن با وضو می خوابن، رو به قبله می خوابن، اگر بدونن شب برای نماز شب بیدار نمی شن سر شب، نماز شبشون رو هم می خونن...می گه آقا من خوابم می بره، لیاقت پیدا نمی کنم. بعدِ نماز مغرب و عشاش، قبل 12، بعد از 12، قبل از اینکه بخوابه می گه من می دونم بخوابم نمی تونم 11 رکعت بخونم... وا می ایسته می خونه، بعد می خوابه...رو به قبله می خوابه، می گه امام زمان خودمو به تو سپردم...صبح بلند می شه نماز صبحش رو می خونه، زیارت عاشوراش رو می خونه، تو نمازش اللهمّ کن لولیّک می خونه...وقتی از خونه می خواد بره دانشگاه، می خواد بره بیرون، امام زمانیا این طورین، دم در میگه یا صاحب الزمان! من خودمو به تو سپردم...آقا! خودت می دونی خیابونا چه خبره...آقا خودت می دونی تو این پیاده روها چه خبره...آقا میدونی زنها امروز تو جامعه دارن چه می کنن... آقا میدونی تو این دانشگاه ها چه خبره...آقا خودت میدونی هر کی بخواد ایمانشو حفظ کنه خیلی سخته...آقا من نمی خوام گناه کنم...تو کمکم کن...تو دست منو بگیر...اگر خودتو به امام زمان بسپری امام زمان دستت رو می گیره...بخوای گناه نکنی امام زمان دستت رو می گیره...می دونی ما چوب کجا رو می خوریم؟ چوب اینو می خوریم که به قول خودمون زیگزالی حرکت می کنیم... صاف نیستیم...روضه میایم گریه می کنیم...عروسی میریم می رقصیم...با عرق خور می شینیم خوش و بش می کنیم...با نماز شب خون می شینیم التماس دعا بهش می گیم... یه رنگ نیستیم...بخاطر اینه چوب می خوریم. یه جور باش...خودتو دست یکی بده...امامِ زمانی باش...امام زمانی که شدی رفیقاتو امام زمانی انتخاب می کنی...قیافه تو امام زمانی درست می کنی...نگاهاتو امام زمانی تنظیم می کنی...حرفاتو امام زمانی قرار میدی...سر سفره امام زمانی میشینی...کارات کار امام زمانی میشه...یه جور باش!...یه رنگ باش!...ما یه جور نیستیم...ما همه رو می خوایم داشته باشیم، همه رو...تو دانشگاه با چشم چرونه رفیقیم...با ساقی تو دانشگاه رفیقیم...با اونی که فیلم و سی دی مبتذل برای بقیه جور می کنه سلام و علیک داریم...با اونی که شراب می یاره و می فروشه با اونم رفیقیم...با بسیجی دانشگاه هم رفیقیم...با بچه فرهنگی هاش هم رفیقیم...با مومناش هم رفیقیم...هم برای پارتی هاش میریم...هم برای دعای کمیلش میریم...هم این ور میایم...هم اون ور میریم...برای همینه رشد نمی کنیم...یه رنگ باش! یه جور باش! یا زنگی زنگ یا رومی روم... والّا به هیچ جا نمی رسی...   


کلمات کلیدی :

   1   2      >
درباره
صفحات دیگر
آرشیو یادداشت‌ها
لینک‌های روزانه
پوندها